آرام وارد شوید
از همه جا و همه کس
| ||
|
[ جمعه 26 آبان 1391برچسب:ابوالفضل ع علمدار, ] [ 23:50 ] [ زیرک ]
السلام علیک یا اباعبدلله ای حسین عشق منی حسین عشق منی حسین عشق منی حسین عشق منی صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین ارباب ما معلم عیسی بن مریم است ای حسین عشق منی حسین عشق منی حسین عشق منی حسین عشق منی عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت قنداقه حسین شرف عرش اعظم است حسین عشق منی حسین عشق منی حسین عشق منی حسین عشق منی تا یوسفش مقایسه کردم نگار گفت کو شاه مصر باشد این شاه عالم است حسین دین منی حسین دین منی حسین دین منی حسین دین منی حسین عشق منی حسین عشق منی حسین عشق منی حسین عشق منی
[ جمعه 26 آبان 1391برچسب:متن حسین عشق منی, ] [ 20:41 ] [ زیرک ]
وقتی حیوانات به باغ وحش می روند یکی از دوستام تعریف می کرد : “با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء ۵-۶ ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم کرمم گرفت ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم.
یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی.
خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره رفتم…سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن.
اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی…
رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته چی بود؟
گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه میخوره!!!خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم.خیلی به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟گف بله و یکی داد..رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین. الا و بلا که امکان نداره دستمو رد کنین.خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام . ده دقیقه طول نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!!منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به خرج دادم! یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت…! بعد منو صدا کرد جلو گفت این چی بود دادی به خورد من؟ گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو داشتم! کار همین شکلاته بود!شما درکم نمیکردین! خلاصه راننده هر یه ربع نگه میداشت منو صدا میکرد میگفت هی جوون! بیا بریم!
نتیجه اخلاقی : وقتی دیگران درکتون نمی کنند ، یه کاری کنید درکتون کنند.!!!
زندگی مثل دیکتس ....
هی می نویسیم ...
هی غلط می نویسیم ....
هی پاک می کنیم ...
هی دوباره می نویسیم ...
هی دوباره ....
غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه
برگه ها بالا ...
عشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز! تمیزی و سعی و استقامت رو از حیوونا یاد بگیریم خیلی سخت نیستا باور کن هر وقت خواستی ، تونستی دروغ میگم؟ [ جمعه 12 آبان 1391برچسب:باغ گل امارات, ] [ 20:15 ] [ زیرک ]
شباهت رو حال می کنی وقتی پسر همسایه اصلا قصدخونه رفتن نداره یه ماشین یا دو ماشین؟
گرچه با یادش، همه شب، تا سحرگاهان نیلى فام، بیدارم؛ گاهگاهى نیز، وقتى چشم بر هم مىگذارم، خوابهاى روشنى دارم، عین هشیارى! آنچنان روشن که من در خواب، دم به دم با خویش مى گویم که: بیداریست، بیداریست، بیدارى! اینک اما در سحرگاهى، چنین از روشنى سرشار، پیش چشم این همه بیدار، آیا خواب مىبینم؟ این منم همراه او؟ بازو به بازو؟ مست مست از عشق؟ از امید؟ روى راهى تار و پودش نور؟ از این سوى دریا، رفته تا دروازه خورشید؟ اى زمان، اى آسمان، اى کوه، اى دریا! خواب یا بیدار، جاودانى باد این رویاى رنگینم! [ جمعه 5 آبان 1391برچسب:بدون شرح, ] [ 22:37 ] [ زیرک ]
چند وقته دیگه دلش برا ما نمی سوزه و اشکی نمی ریزه همه جا خشک شده ، دل همه گرفته، آسمونو میگم قدیما خیلی زود به زود برامون اشک می ریخت ، نکنه از دلش افتادیم ...
مرگاین دنیا کی شروع شده؟ کی تموم میشه؟ عدم چیه؟ اینا سوالاییه که آدم بهش فکر نکنه راحت تره.
این دنیا یه ظرفه که توش پر از همه چیزه. درخت، خاک، آدم، گربه و...
زندگیمون از خاک تامین میشه. یه جورایی خاک رو میخوریم. بعد هم خاک ما رو میخوره.
خدا یه ذره جان به من داده یه ذره به تو یه ذره به اون باکتری. یه ذره به اون شاخه گل.
وقتی میمیریم همه یه ذره جان برمیگرده به سوی خدا .
مرگ یعنی همین. یعنی یه تولد دوباره.
جسممون که به خاک خدا برمیگرده.
روحمون هم به سوی خدا.
خدای من
وقتی قلبم یه ذره ازغصه هام کوچکتره وقتی پلکام اشکارو هل میده بیرون یا وقتی که صدای قرچ قرچ شکستن بغضمو پشت سر هم میشنوم ، وقتی کپن بدبختی هام بیشتر شده وقتی ته زنبیل صبرم از ته جیبم سوراخ تره ، وقتی طافت طاق و تحمل تمام آن زمان قلبم میگه فقط تویی که یاری دهنده ای و دست می گیری تمام
[ پنج شنبه 4 آبان 1391برچسب:خدا فقط خدا نگرد دیگه هیچی نیست, ] [ 1:25 ] [ زیرک ]
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک میشویم
سکوت میکنیم ولی ... وقتی همراهم نيستي ؛ صراط مستقيم كوره راه جهنم است وقتي همراهم نيستی؛ همه راه ها سر به بيابان مي گذارند
آدم های ساده را دوست دارم.
برای همه هستند. عمرشان کوتاه است.بسکه هر کسی از راه می رسد زمینشان می زند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
[ چهار شنبه 3 آبان 1391برچسب:ادم های ساده , بودن , لبخند , تابلوی نقاشی , درس سادگی , ناب ادم, ] [ 11:31 ] [ زیرک ]
خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان اما بقدر فهم تو کوچک میشود یتیمان را پدر می شود و مادر خداوند همه چیز می شود همه کس را ادامه مطلب لينك باكس ها
| |
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |